نه دل مفتون دلبندی ، نه جان مدهوش دلخواهی 

نه بر مژگان من اشکی ، نه بر لب های من آهی 

نه جان بی نصیبم را ، پیامی از دلارامی 

نه شام بی فروغم را ، نشانی از سحرگاهی  

نیابد محفلم گرمی ، نه از شمعی نه از جمعی  

ندارد خاطرم الفت ، نه با مهری نه با ماهی 

به دیدار اجل باشد ، اگر شادی کنم روزی 

به بخت واژگون باشد ، اگر خندان شوم گاهی 

کیم من ؟! آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان 

نه آرامی ، نه امیدی نه همدردی نه همراهی 

گهی افتان و خیزان ، چون غباری در بیابانی 

گهی خاموش و حیران ، چون نگاهی بر نظرگاهی 

رهی تا چند سوزم در دل شب ها چو کوکب ها 

به اقبال شرر نازم ، که دارد عمر کوتاهی


"خانه پدر و مادر"
بعد از خانه خدا ، تنها خانه ای است که
روزی ده ها بار می توانی بدون دعوت بروی
و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.
خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد
خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی
خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند
خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست
خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است
خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.
خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!
خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.
خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست
خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود
خانه ای که .

چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد

"قدر این خانه ها را بدانیم"
"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"
شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم
 دیر شود.

تقدیم به همه اونایی که 
به این خانه عشق میورزند♥️


یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه، مرد زیست شناس فریادن فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود».

قطره های اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.


نه دل مفتون دلبندی ، نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی ، نه بر لب های من آهی نه جان بی نصیبم را ، پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را ، نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی ، نه از شمعی نه از جمعی ندارد خاطرم الفت ، نه با مهری نه با ماهی به دیدار اجل باشد ، اگر شادی کنم روزی به بخت واژگون باشد ، اگر خندان شوم گاهی کیم من ؟! آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی ، نه امیدی نه همدردی نه همراهی گهی افتان و خیزان ، چون غباری در بیابانی گهی خاموش و حیران
"خانه پدر و مادر" بعد از خانه خدا ، تنها خانه ای است که روزی ده ها بار می توانی بدون دعوت بروی و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود. خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
آسان بار پایگاه شعر مدرسه ای شاد انجمن کارشناسان بهداشت ایران دانلود اهنگ جدید تخفیف دونی گفت و گو با خدا پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان کوهساران